Untitled 1

جامعه


خیلی ها می‌آیند به من می‌گویند که: حاج آقا! خیلی جامعه خراب شده، خیلی فساد جامعه را گرفته است. این وضع اصلا قابل قبول نیست، اصلا نمی‌شود تحمل کرد.. دیگر چه قدر فساد، چه‌قدر فساد، چه‌قدر فساد؟! خسته شده‌ایم از این همه فسق و فجوری که در داخل جامعه ایجاد شده است..

ما منکر یکسری ناملایمتی‌ها نیستیم، حالا به خاطر هر علتی(که مطمئناً شیطان طعمهٔ خودش را انداخته است و دارد صیادی می‌کند. منکر این نیستیم.) اما چرا خودت را داری خارج از این جامعه فرض می‌کنی؟
چرا تو نمی‌روی به سمت اصلاح قلبی خودت تا شاید یک ذره جامعه اصلاح بشود؟
تا وقتی که من دنبال اصلاح جامعه هستم، اما خودم را فراموش کرده‌ام، محال ممکن است که بتوانم حتی یک ذره جامعه‌ام را متعادل کنم.
جامعه از من شروع می‌شود. ببین درخلوتت داری چه‌طور برخورد می‌کنی؟ ببین در خلوت خودت چه فکری را به ذهنت باز کرده‌ای؟
ببین اصلا از سمت تو اشتباه و فسادی صورت گرفته یا نگرفته است؟
ما وقتی که خودمان را اصلاح کنیم آرام آرام جامعه هم اصلاح می‌شود.
اصلا چرا حضرت حجت ابن الحسن(عج) ظهور نکرده‌اند؟
چون همه دنبال سیصد و اندی مرد هستیم...
هیچ‌کس نمی‌گوید که شاید خود من جزء این سیصد و اندی باشم، خودم خودم را پیدا کنم!

وقتی که امام خمینی(ره) در دهان دولت آن وقت زد، به خاطر این بود که روی قلب خودش کار کرد و همه خواستند شبیه امام(ره) بشوند. همه خواستند شبیه خلوت‌های شبانهٔ امام(ره) بشوند. این بود که آرام آرام اثراتش را دیدند.
اگر اثر نمی‌بینی به خاطر این است که خودت عامل نیستی، در حرمت‌ها گیر کرده‌ای، در تلنگرهایی که باید به خودت بزنی گیر کرده‌ای.
مشغول مردم شدی...
تو جوشش داشته باش، همه به حیات می‌رسند. همه از تو استفاده می‌کنند. تو حرکت کن..
چه کار می‌شود کرد که کلا فقط ناله می‌کنیم..
شلوغ نکن، خودت را اصلاح کن.
حضرت‌آیت‌الله‌کشمیری، آقا‌سید‌عبدالکریم‌کشمیری، یک مهمانی داشتند. مهمان آمد نشست، پذیرایی شد، یکدفعه صدای تلوزیون همسایه بالا رفت، برگشت گفت: آقا مردم چه حرام‌هایی که انجام نمی‌دهند...
حضرت ‌آیت‌الله‌کشمیری اخم‌هایش را به هم دوخت، با یک حالت غضب‌آلود نگاه کرد، فرمود که: بلند شو برو بیرون! حرام آن دادی بود که دیروز سر خانمت کشیدی، حرام آن بود! تو مشغول خودت نشدی داری به حرمت این و آن گیر می‌دهی.. اثر ندارد..

این یک بخش قضیه [است]؛ که بله خود مردم به سمت فساد حرکت کردند. اما آن عده‌ای هم که با نفَس تو باید اصلاح می‌شدند، چرا اصلاح نشدند؟ کار نداری با خلوت خودت، به حرمت‌های قلبی خودت هیچ توجهی نداری، این بالاترین مصیبت می‌تواند برای من (تو) باشد.