Untitled 1

بیکاری جوانان

اساس و بنیاد حرکت یک کشور، جوان های آن کشور هستند.
یک جوان هم وقتی داخل این دایره قدم می گذارد که اشتیاق به آن بنیاد نه، بلکه اشتیاق به آن حرکت داشته باشد.
چون همه عاشق بنیاد هستند، اما بعضی حرکت های ناجوانمردانه، آرام آرام به ناچار، حرکت هایشان را متوقف می کند .
چرا؟
چون به اندازه ی کافی از طرف بعضی ها به این سرمایه ی کلان بها داده نشده است.
باید به اندازه ای [به جوان] بها داده شود که با وجود ده ها مشکل اقتصادی، باز عطش کار کردن داشته باشد. این عطش و رغبت به کار، کی از بین میرود؟
وقتی که ببینند درصد قابل توجهی از افراد به کاری مشغول شده اند که اصلا مربوط به درس و فعالیت قبل از کارشان نیست.
اینجا کم کم رغبت از بین می رود.
می بیند سال ها با وجود شهریه ی زیاد، موانع حداکثری، پشتیبان و امکانات ضعیف، بالاخره مدرک خودش را گرفته است، فارغ التحصیل شده اما؛ یا کار نیست یا باید به جایی برود که اصلا [آن کار را] بلد نیست.
درست است که همیشه اینطور نبوده اما، اگر یک در صد هم اینطور باشد یقیناً سرعت چرخ اقتصاد و تولید داخلی کم میشود.
اینکه مقام معظم رهبری می فرمایند: تولید داخلی، تولید داخلی، فقط این نیست که برخی از مسؤلین معیار کلی آن را متوجه شده اند و به دادن یک سری آمار بسنده کرده اند.
لذا باید به اجزاء ساختمان بیکاری ورود پیدا کنند.
باید از تزلزل نجاتش بدهند،
باید بستر سازی و برنامه ریزی داشته باشند،
باید دل بسوزانند،
طوری رفتار کنند که انگار عزیزان خودشان گرفتار شده اند،
باید دل بسوزانند...
مقام معظم رهبری فرمودند: شرمندگی بنده ی حقیر از ملاحظه ی این آمار و مطالعه ی این حقیقت ازشرمندگی آن جوانی که بیکار به خانه می رود و دستش چیزی نیست، کمتر نه بلکه بیشتر است.

استاد محمد جواد نوروزی نصرت

97/4/15