Untitled 1

وحدت از نگاه حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)

چه کسانی می توانند ادعای یاری حضرت حجت ابن الحسن (عج) را داشته باشند؟!

اشخاصی می توانند ادعای یاری حضرت حجت ابن الحسن (عج) را داشته باشند که همچون آقا، جاذبه داشته باشند نه دافعه.
همان گونه که حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) بودند نسبت به آن مرد نصرانی...
همان گونه که حضرت آقا امام حسن (علیه السلام) بودند نسبت به آن مهمانی که ابتدا ناسزا گفته بود...
از همه مهم تر، مثل رفتار حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) که تک تک داستان های کربلایش را می دانیم...
که چقدر خواستن قلب ها را بخرند،
که چقدر خواستند همه را به خودشان وصل کنند،
قطع به یقین، دنبال جذب دل ها بودند.
آقا امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمودند:
" جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة "
همه ی قلب هارا به سمت ما جذب کنید.
آقا از تک تک ما می پرسند، تا الان چه تعداد دل را به من وصل کردید؟!
آیا در پاسخ خواهیم گفت:
من تا توانستم کسی را که مرتکب گناه شده بود، امربه معروف کردم، نهی از منکر کردم؟
باشد!
آقا می فرمایند: امربه معروف و نهی ازمنکر تو باید وصلش کند نه آنکه دفع اش کند.
مگر تو نمیدانی که بعد از ظهور، من همه را نجات خواهم داد؟!
پس اگر اهل جاذبه نباشی، نمی توانی به من کمک کنی..نمی توانی!!
این که بگویی؛ آقا من دلم میخواهد مقابله کنم درست نیست...
مگر تو صاحب نداری،
مگر تو امام نداری،
که خود تصمیم بگیری...
در این شرایط به نظر خودت شبیه به عبدالله ابن وهب نشدی؟!
یار نزدیک معنوی حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)، آن قدر سجده کرد که به مرد معنوی معروف بود، بعد از جنگ جمل و صفین از آقا جداشد، جزء خوارج بود، آقا نامه ای برایش فرستادند که عبدالله، برگرد..گمراهی را تمام کن.
پاسخ نامه آقا، این چنین داد:
علی تو بی دین و کافر شدی، سریع توبه کن.
آقا هم حمله کردند، تا این که یکی از فرمانده هایشان سبب قتل عبدالله شد.
او که بود؟!
شبث بن ربعی..شبث، همان دشمن امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا...
شبث، فرمانده جنگ صفین بود، در زمان خلفا، به حضرت بسیار کمک کرد...
دیگر خودتان فکرش را کنید!!!
همین شبث در مسیر نهروان به خوارج می پیوندد، سپس با نامه حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) برمی گردد، مجدد آقا فرمانده اش می کند.
(مراقب باش، به طور مداوم از دین ات فاصله نگیری و برگردی..نروی و بیایی...)
عاقبتت همچون شبث نشود.
مراقب باش!
فکرش را کنید، آقا باید چه کسانی را فرمانده می کردند!
مگر نمی دانستند بعدا چه خواهند کرد؟!
یقیناً مطلع بودند اما، جذبه داشتند و تا لحظه ی آخر دست گیری می کردند.
حالا همین شبث، در جریان کربلا، به آقا نامه می نویسد و او را به کوفه دعوت می کند. و هنگامی که حضرت مسلم (علیه السلام) تشریف می آورند، مردم را پراکنده می کند و در آخر هم، فرمانده ی پیاده نظام عمرسعد می شود.
کجاها رفت؟!
همین شخص، در قیام مختار، اولین کسی است که مصعب ابن زبیر را تحریک می کند تا مختار را شهید کند.

غربت حضرت حجت(عج)، از داشتن یارانی است که اهل مسجد و نماز و سجده های طولانی، مثل عبدالله بن وهب هستند اما کار خودشان را می کنند و ادعای یاری امامشان را هم دارند.
پدر حضرت مهدی فاطمه(عج)، آقا امام حسن عسگری(علیه السلام) می فرمایند:
" جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة "
همه ی قلب ها را به سمت ما جذب کنید.
اهل سنت هم، جزء همین افراد هستند.
آقا می دانند، دشمن بخواهد شبهه افکنی می کند تا ریشه ی اسلام را بسوزاند.
چه شبهه ای ؟!
مثلا همین زیارت عاشورا، القا می کنند که اگر اهل وحدت هستید زیارت عاشورا نخوانید، اگرهم اهل زیارت عاشورا هستید،پس عمل تان با وحدت منافات دارد.
چرا؟!!!
زیرا هم از شیعه و هم از سنی، نفرت دارند.
و در آخر هم، اسلام ناب، یعنی حضرت مهدی فاطمه(عج) را هدف گرفته اند.
شما که از حضرت زهرا(سلام الله علیها)، در شناخت وحدت، بالاتر نیستید!
در کتاب احتجاج یا وافی جلد پنجم آمده؛ خانم می فرمایند:
" و جعل طاعتنا نظاماً للملة وامامتنا امانا من الفرقه "
خداوند، طاعت و پیروی از ما اهل بیت را، سبب برقراری نظم اجتماعی امت اسلامی قرارداد.
امامت و رهبری ما را عامل وحدت، برای در امان ماندن از تفرقه قرار داد.
از خانم فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) بالاتر میخواهی؟!
مگر خدای سبحان نفرمود:
" قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم "
آگاه هستید که، یهودی ها و مسیحی ها، نه تنها پیامبر، کتاب و شریعت متفاوتی دارند، بلکه به تصریح خودِ قرآن، در اولین اصل اعتقادی، که توحید است، با قائل شدن به فرزند داشتن خدا، جسمیت و تثنیث، مشرک هم هستند.
اما خدا می فرماید :
همین که خدا، وحی و معاد را قبول دارند، از اهل کتاب قلمداد می شوند.
پس همه در مقابل کفر بایستید.
همین اشتراک در کلمه ی توحید، برای وحدت درمقابل کفار، کافی است.
حالا متوجه می شوید وحدت در نظر خدا یعنی؛ دشمن شناسی.
وحدت یعنی، شیعه و سنی، اتحادِ کفارِ سفاکِ بچه کش را ببینند و در مقابل آن ها بایستند.
وحدت یعنی، بصیرت.
وحدت یعنی، در این شرایط وحشتناک، از علی غیرتی تر نشدن و حرم خانم زینب (سلام الله علیها) را که دنیا قصد تخریبش را دارد، نجات دادن.
وحدت یعنی، در این شرایط وحشتناک، این گونه رفتار کردن.
همچون عمر ملازهی(اهل سنت)،که مدافع حرمِ عمه سادات شده است، تا جهان چشمش کور شود، نه تنها کور شود بلکه، با شهادتش ریشه ی مخالفین اسلام را به آتش بکشاند.
پدرش بعد شهادت او می گوید:
خدایا شکرت، من هم مثل شیعیان، پدر شهید شدم.
به همین علت است که مقام معظم رهبری فرمودند:
ما با وحدت قصد نداریم، یک فرقه، عقاید فرقه ی دیگر را بپذیرد.
خیر، وحدت این نیست!
وحدت یعنی، نقطه ی مشترک را بگیرید تا دشمن، به نقطه ی اختلاف شما ورود پیدا نکند.
که اگر وارد شود زمین می زند.
مراقب باشید...

1397/9/10